سلام ، به وبسایت کتابخانه فراسوی دانش خوش آمدید.

آشنایی با مفهوم پادشکنندگی و معرفی کتاب در این زمینه

آشنایی با مفهوم پادشکنندگی و معرفی کتاب در این زمینه

سلام خدمت‌ همه‌ی شما همراهان عزیز. خیلی خوشحالم که با یکی دیگر از مقالات فراشناختی از سایت فراسوی دانش در خدمت شما عزیزان هستم. در این مقاله قصد دارم در راستای همایش‌های آنلاین کانال فراسوی دانش و برسی مطالب کتاب خانم نسیم طالب به موضوع فراشناختی پادشکنندگی بپردازم. با من همراه باشید تا در ادامه بیشتر به واکاوی این موضوع بپردازیم.

به نظر شما پادشکنندگی به چه معنا است؟

Antifragility یا پادشکنندگی به معنای لغوی مقاوم و ضربه‌پذیر می‌باشد. به نظر من پادشکنندگی یعنی ضربه می‌خورم اما شکسته نمی‌شوم. مثل یک شمشیر یا نیزه‌ای که به آن ضربه می‌زنند و اصلا نمی‌شکند و یا از بین نمی‌رود. بلکه قوی‌تر می‌شود و رشد می‌کند. شما نحوه‌ی ساخت اسلحه‌سازی را در فیلم‌های قدیمی کره‌ای نگاه کنید. آن‌ها را به دورن کوره در دمای خیلی خیلی بالا قرار می‌دهند. برای اینکه بخواهد قوی‌تر بشود. پادشکنندگی دقیقا مثل شمشیر حادثه‌ای می‌بینم، ضربه‌ای می‌خورم، دردی می‌کشم، زجری تحمل می‌کنم تا بتوانم قوی‌تر و تیزتر و برنده‌تر شوم. پادشکنندگی می‌گوید اگر روزگاری دیدید حالتان بد است، خوشحال باشید؛ زیرا چالشی جدید به وجود آمده که می‌توانید از پس آن برآیید و به سمت خودشکوفایی حرکت کنید.

پادشکنندگی

 

چگونه چالش‌های در مسیر پادشکنندگی یک انسان قوی می‌سازند؟

چالش‌ها به عنوان یک تِز ایجاد می‌شوند. منِ انسان تلاش می‌کنم راهکارهایی در برابر آن بشناسم و بفهمم و یاد بگیرم. برآیند تز و آنتی‌تز، یک سنتز جدید است. برآیند آن یک انسان جدید است. یعنی تفکر جدید، یک انسان پیشرفته‌تر. یک انسان جدید یک انسان پیشرفته تر، انسانی که اینقدر سرعت پردازش ذهنش بالا است در مورد موضوعات و Factها و داده‌ها، اینقدر اهل مطالعه است، که امروزش ابدا شبیه دیروز  نیست. قطعا امروز، حرف‌های جدیدتری، مطالب جدیدتری نسبت به روز قبلش یاد گرفته است. نه با اضطراب و پریشانی بلکه با شادمانی و خوشحالی.

اشتباه کردن بخشی از پادشکنندگی است.

من اگر اشتباهی می‌کنم یا در رویدادی ناکامی‌ای داشتم، این هم جزئی از Antifragility است و پتکی بر پیکر شما بوده برای قوی‌تر شدنتان. در این راستا به برسی موضوع نگاه مثبت و منفی به مسائل و بخردانه و عاقلانه نگاه کردن به مسائل می‌رسیم. من اگر موفق نشدم پاسخ معلم‌ام را بدهم یا نخوانده‌ام و سرگرم موارد دیگه ای بودم یا خوب نخوانده‌ام (یعنی به اندازه‌ی کافی نخوانده‌ام یا مرور نکردم یا دقت کافی را نداشتم). جز این دوحالت نیست. بسیار خب اتفاقا بسیار خوشحال هستم که این موضوع پیش آمد و حالا اگر من به نوعی درگیر این مشکل و حالا شاید تا حدود بتوان گفت، عذاب وجدان شدم، حالا راه درست آن را پیدا می‌کنم، با نگاه مثبت و خوشحال از اینکه این اتفاق افتاد  و من را متوجه این مسئله کرد، می‌روم و آن را حل می‌کنم. درگیری بیش از حد با موضوع ندارد.

با مسائل زندگی بیش از حد درگیر نشویم.

منظور این است که مسائل گاهی اوقات به این سادگی قابل حل هستند. تلاش ما گاهی برای پیچیده کردن موضوعات یا بزرگ جلوه دادن مسائل به نظرم بسیار اشتباه است. زندگی خیلی از اوقات مسائل آن به راحتی و آسودگی قابل حل است. زندگی به اندازه‌ی کافی، تلخی و ناکامی و نامردی و نابرابری دارد. ما نباید با ذهن‌‌مان به آن دامن بزنیم.

چرا خشم؟

موضوع خشم و عصبانیت زمانی مطرح می‌شود که انتظاری در ذهن من به وجود آمده، انبار باروتی را آماده کردم و بافکرهای اشتباه مکرر در مورد یک نفر باروت‌هایی در انبار آماده گذاشتم؛ یک دفعه با کوچکترین حرف یک شخص جرقه را می‌زنم زیر این انبار باروت، فوران خشم و عصبانیت ایجاد می‌شود. و نابود می‌کنم همه چیز را. شما می‌توانستید این درگیری‌ها‌ی ذهنی و وحشت انگاری‌های ذهنی را نداشته باشید. خیلی ساده بود. یه چرخش ذهنی به سمت مثبت، از منفی به مثبت. تو آدم بدی نیستی، تو نمی‌خواهی به من ضربه بزنی، من هم مشکلی با تو ندارم. اما اگر Fact و سندی داشته باشم که تو احتمالا می‌خواهی به من ضربه بزنید، احتیاط لازم را خواهم داشت.

 

پادشکنندگی

 

نمونه‌هایی از Antifragility (از کتاب پادشکننده)

  1. مثال سیستم ایمنی بدن که این ویژگی Antifragility را دارد. این سیستم در برابر یکسری آسیب‌هایی قرار می‌گیرد. سپس قوی‌تر می‌شود که وقتی در برابر این ویروس بود یک امادگی‌ای دارد. بنابراین می‌تواند آن را شکست دهد و دیگر در برابر آن آسیب‌پذیر نیست. یعنی اولین باری که این ویروس را دیده ویروس آن را از پا در نیاورده است. ولی به این صورت نبوده که او را از پا در بیاورد. اتفاقا او را قوی‌تر کرده چون سیستم ایمنی بدن ما پادشکننده است.
  2. نسیم طالب: «هر چیزی که با زمان تغییر و تحول پیدا کرده است و ماندگار باقی‌مانده است.» این حتما پادشکننده است. حتما این ویژگی Antifragility را دارد. اگر یک روش خوبی برای درست کردن یک غذا است که نسل در نسل باقی‌مانده است این حتما پادشکننده است.
  3. اگر یک فرهنگ باقی‌مانده است. این حتما ویژگی‌های پادشکنندگی در آن وجود دارد.
  4. ابداعات تکنولوژی اگر توانسته‌اند در گذر زمان را دوام بیاورد، حتما Antifragility وجود دارد.
  5. اصلا وجود خود ما به عنوان یک گونه روی سیاره‌ی زمین حتما در آن پادشکنندگی وجود داشته است.

در فرهنگ ما اسمی از این مفهوم برده نشده اما ناخودآگاه رد این اثر موجود است. رد اینکه وقتی فشار و استرسی به یکی از این سیستم‌ها وارد شود نه تنها آسیب نمی‌بیند، بلکه اصلا در حضور این این فشار و استرس و تغییر است که رشد می‌کند، قوی می‌شود و بهتر می‌شود. اسطوره‌ی هیدرا نمونه‌ای از پادشکنندگی است که هر سر او را که بزنیم دو سر در می‌آورد. یعنی فشار، استرس، تنش این طور نیست که کاری نداشته باشد، بلکه از آن سود می‌برد.

 

پادشکنندگی

 

چه طور می‌توان تشخیص داد که یک چیزی ویژگی پادشکنندگی دارد؟

نگاه کنید اگر یک اتفاق غیرمترقبه‌ای برای این سیستم بیفتد ضرر می‌کند بیشتر یا سود؟ اگر با اتفاق غیرمترقبه می‌بینید که سود می‌کند یعنی استقبال می‌کند از آن آمادگی آن را دارد و  اتفاقا به نفع آن است. یا یک ویژگی‌هایی دارد که می‌تواند به نفع آن باشد این بدین معناست که پادشکننده است. اصلا پادشکنندگی یکی از موارد پیچیده مثل بدن انسان را از چیزهایی که ساکن‌اند و ثابت‌اند متفاوت می‌کند. مثلا بدن انسان را از یک میز چوبی متفاوت می‌کند. به بیان دیگر چیزی که از قدیم به تدریج با آزمون و خطا و با تکامل تحول پیدا کرده و به دست ما رسیده است این در خودش یک نوع حکمت و دانشی دارد. اگر در اثر گذر زمان این همه آمدند و رفتند این باقی مانده است، حتما در آن ویژگی‌ پادشکنندگی وجود دارد.

چرا تا به حال مفهوم پادشکنندگی را درک نکرده بودیم؟

1. آن را نمی‌شناختیم

انسان شناسان دیدند جامعه‌ای که هنوز وارد دنیای مدرن نشده‌اند، این‌ها کلا رنگ‌ها را با ۴ اسم صدا می‌کنند. نه اینکه کور رنگ باشند می‌بینند رنگ‌های مختلف را می‌بینید و تفاوت‌های ظریف بین آن‌ها را می‌بینند اما اسمی برای آن ندارند. ما در دنیای مدرن برای تمامی این رنگ‌ها اسم جدا داریم. یعنی این تفاوت ‌ها را می‌توانیم ببینیم، می‌توانیم به آن فکر کنیم و صحبت کنیم. وقتی می‌توانیم اسم بگذاریم می‌توانیم در مورد آن صحبت کنیم‌ و بعد می‌توانیم از آن استفاده کنیم و به آن فکر کنیم و روی آن کار کنیم. تا زمانی که ما بتوانیم روی این مفاهیم اسم بگذاریم یعنی پدیده را داریم به رسمیت می‌شناسیم و تازه می‌توانیم به آن فکر کنیم. ما اگر پادشکنندگی را نشناسیم و اسم برای آن نگذاریم همین کار را می‌کنیم که تا به حال کردیم.

 

2. ترس از آسیب

یک سیستمی ممکن است پادشکننده باشد. تغییرها نوسان‌ها و رویدادهای تصادفی و تنش‌ها برای آن خوب باشد. اما ما چون تعریف دقیقی از پادشکنندگی نداریم می‌ترسیم که این تغییرات به آن آسیب بزند. در نتیجه از آن محافظت می‌کنیم. ولی با همان نوع محافظت آن را ضعیف می‌کنیم و از بین خواهیم برد. مثل همان سیستم ایمنی بدن که یک سیستم پادشکننده است. ما اگر با هر ناخوشی شروع به دارو خوردن بکنیم این سیستمی را که باید از ناخوشی‌ها استفاده کند و خودش را قوی‌تر کند داریم از مهم‌ترین ابزار رشد و تقویت آن محروم می‌کنیم.

 

3. عدم درک درست از مفهوم پادشکنندگی

ما مفهوم پادشکننده را نفهمیدیم. با کوچکترین ناخوشی شروع می‌کنیم به دارو خوردن. با کمترین احساس بد سعی می‌کنیم احساس بد را از بین ببریم. اینستاگرام چک کنیم. به نوعی با انجام رفتارهای مسکنی می‌خواهیم فراموش کنیم که حال ما خوب نیست. یا نظام سیاسی‌مان را اینقدر می‌خواهیم کنترل کنیم که یک نوسان و تغییری به آن وارد نشود. خیلی حواس‌مان هست که تکان نخورد. نوسانی نداشته باشد. به این دلیل که مشخص نیست بعد از آن چه اتفاقی خواهد افتاد. این اقدامات را وقتی در برابر سیستم‌هایی انجام می‌دهیم که پادشکننده‌اند سیستم‌هایی که این فشار و استرس را در ما اصلا قوی‌تر می‌کنند در ابتدا خیلی کار بدی می‌کنیم. در سطح فردی و اجتماعی داریم ضرر بسیار بزرگی می‌زنیم. که بخش بزرگی از این ضرر این هست که اصلا این مفهوم پادشکننده را متوجه نشدیم. ما این کار را با نظام آموزشی، اقتصادی سلامتی و… بارها انجام دادیم.

 

پادشکنندگی

 

اگر هر تنش جسمی را حذف کنیم به این دلیل که سالم بمانیم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟

ما در جهان بیرون خیلی این کار را انجام می‌دهیم به این دلیل که دنبال ثبات هستیم و خودمان را در برابر تنش‌ها محفوظ نگه می‌داریم و حواس‌مان نیست که چه بلایی سر خود می‌آوریم. زمانی که ما به دنبال ثبات برویم چیزهای بسیار مهمی را از دست می‌دهیم. تنش باعث می‌شود همه‌ی ما فعال‌تر شویم. البته هر چیزی حد و حدود دارد. به این شکل نیست که هر چقدر فشار را بیشتر کنید از این طرف پادشکننده‌تر بشود. واکسن سیستم ایمنی ما را به این شکل قوی‌تر کرده است. یا قوی‌تر شدن بدن بعد از ورزش. چرا که بدن را تحت فشار فعالیت قرار می‌دهیم. سپس بدن شروع می‌‌کند به جبران کردن و بیش از حد جبران کردن و به این شکل بدن قوی ‌تر می‌گردد.

 

در پایان

در این مقاله سعی کردم به بخشی از مفهوم پادشکنندگی در راستای همایش‌های آنلاین و کتاب پادشکننده بپردازم. اگر سوالی در این زمینه به ذهن شما متبادر شد توصیه می‌کنم حتما مطالب کانال را برسی کنید. همچنین شما می‌توانید با کانال فراشناختی فراسوی دانش همراه باشید و سوالات خود را در این زمینه در زمان پرسش و پاسخ بپرسید. امیدوارم مطالب این مقاله برای شما مفید باشد. منتظر نظرات شما در ارتباط با این مقاله هستم.

 

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.